شوریده

شبی دیدم مَهی در آسمان است، ز خوش وقتی فرش نَشُسته ای هم به میان است ^_^



بنده خدا از دریچه ی پشت بوم سرک می‌کشید و هی چشم می‌زد که ببینه ما این وقت شب چی میخوایم روی پشت بوم!؟ 

حقیقتش مدتیه درگیر تعمیرات و گچ کاری و تمیز کاری و خلاصه هر کثیف کاری ای که بگید هستیم و این وسط موکت کف اتاق بنده یه مدت خیلی بیشتری هست که رنگ آب و کف به خودش ندیده.

بخاطر فشار خیلی خیلی کم آب مجبوراً صبر پیشه کردیم تا نصفِ شب شد و عقربه کوچیکه که از دوازده گذشت چادر چاغچور ؟! چاقچور؟! کردیم و پریدیم بالای پشت بوم و حالا بساب کی نساب :/ 

والده حضرت بر این عقیده بود که اخوی در دوران طفولیت این موکت بدبخت مادر مرده رو یکی دوباری آره و اینا و باید و باید و باید! سه بار شسته بشه!

البته با الارمای دو دقیقه یکبار من که "آب کمه" و "حیفه" و "گناهه" به یکبار پروپیمون شستنش رضایت دادن و خدا کناد که نجس نباشه همچنان :/ 

فلذا امروز شکر خدا بارونی زد و هوا خنک ^__^ 

جارو به دست رفته بودم تو هپروتِ ماه و ستاره و ابر و ماه و زمین گردِ ی گالیله و یادم اومده بود به روزایی که هرچی موکت و فرش و رو فرشی و زیر فرشی و بالا فرشی و متعلقات بود می‌ریختیم پشت کامیون بابا و می‌رفتیم لب رودخونه و هم صفایی بود و هم شست و شو و حالا ...



پ.ن: آینده بدون آب شبیه اونور ناهنجاری ای می‌شه که "کانر" رفته بود توش گیر کرده بود توی فیلم "دوران کهن". همونقدر خشک و ترسناک ... دایناسوراشم همین خودمونیم دنبال آب.


پ.ن.دو: عکس همین آسمون که عرض کردم و ماه و درخت و دلبر و توت و عشق و حافظ بیا شعرش کن قربونت :/


پ.ن.سه: برم شاعر عنوان‌و پیدا کنم حلالیت بطلبم؟ 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد
دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان