شوریده

نویسندگی کتاب

میدونی ؟ 

زندگی خیلی وقتا به ماها، یا حداقل به اونایی که حس می کنه می تونن از یه شاخه ی خشکیده ی یه اتفاق یه جوونه بیرون بکشن نقشه میده . 

اینجوری که راهشو میذاره پیش پاشون...

یادمه قصه ی نوشتنم از یه اتفاق توی زندگیم نشات گرفت . اتفاقی که حالا که بهش فکر میکنم همه ی نکته ی مثبتش منتهی به هیچ بودنش بود .

وقتی حس می کردم اینی که الان اتفاق افتاده اونی نیست که باب میلم باشه و هی دنبال این بودم که چطوری باب میلم کنمش، تخیلم اومد به کمکم .. 

نوشتم، شاخه از زندگی برگ و شکوفه اش از تخیل من . . . 

به قول حنا آبدوخیاری بود اما طرفدار داشت..

 تا مدت ها حتی تا همین الان از عشق نوشتم . 

واقعیتش فکر نمی کنم زندگی بدون عشق، بدونِ دوست داشتن، بدون بودنِ این حسِ شیرین ِ کاراملی قابل تحمل باشه و حقیقتا نیست! 

اما خب، به این هم معتقدم که آدمِ بدون عقیده مثل درختِ بدون ریشه است . 

تو دوست داشته باش 

عشق بورز 

اما عقیده ... 

عقیده میتونه خود عشق باشه ! 

این که کی عقیده برام انقدر مهم شد، یادم نیست! 

شاید از وقتی که مشترک نویسی با طاهره رو شروع کردم . از اون موقع دنبالِ یه چهره ی جدید از عشق بودم، بودیم . 

برای عقیده مون نوشتیم، آدم ساختیم، قصه ساختیم و عشق برای ما شد عقیده . 

برای عقیده ام آدمی ساختم مثل مصطفی، سربازی که چیزی بیشتر از عشق به دختر قصه م می خواست .. سربازی که عاشق عقیده ش بود. 

با این حال دوست دارم اگر روزی جهان برعکس شد، ارزشا طور ِدیگه ای شد و من شجاعتِ این که بگم که تونستم آدم هایی مثل مصطفی رو اونجور که هستن بنویسم پیدا کردم و قرار شد من هم بشینم پشت یه میز و امضامو بندازم صفحه ی اول کتابم حس کنم این، این کتابِ شاید نه چندان قطورِ سفید سبک ِ خوش دست آینه ی تمام نمای ِ عقیده ی منه . . . 

عقیده ای که بزرگ ترین جنگ براش تنها موندنه :)




+ممنون از حنا جانم بابت دعوت ^_^

+ممنون از استارتر چالش آقای صفایی نژاد 

+دعوت می کنم از خانوم کوچیک جان :))




 



قاسم صفایی نژاد
۰۴ مرداد ۱۳:۲۰
سلام. ممنون از شرکت در چالش.
به پست مربوطه لینک شدید

پاسخ :

تشکر :)
قاسم صفایی نژاد
۰۴ مرداد ۱۳:۲۲
در رابطه با مفاهیمی که نوشتید هم این دو تا پست رو بخونید:
http://safaeinejad.ir/1396/09/20
http://safaeinejad.ir/1395/07/27

پاسخ :

دومین پست "خلاصه ی زندگی: عقیده و جهاد " 
عالی بود :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد
دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان